تبلیغات
kaspersky - ناکجا !
kaspersky

گاهی از پا که می‌افتی، تن می‌دهی به خستگی...می‌ایستی و می‌گویی:
 رسیدم...کجا رسیدی؟ می‌گویی: فهمیدم...چه را فهمیدی؟ خب، بله، شاید
 این‌را فهمیدی که هیچکس هیچوقت به هیچ‌جا نمیرسد...حقیقت این
 است...ولیحقیقت را نمی گویی...در جیب‌ِ پالتو مخفی‌اش میکنی،
 کنار ِ دستت، کنار ِسکوتت،کنار ِ خستگی‌ات...




طبقه بندی: یادداشت ها، 


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 فروردین 1392 توسط مازیار


درباره وبلاگ
جستجو
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت